!گوشهٔ کنج دلم جای امنیست برای خاطره ات! نه برای تو گویا
لنگان لنگ رسیدن به که هرگز نرسیدن؟! نه اشتباهم این بود، هرگز نرسیدن را آرامشیست در انتظار
انتظار را لذتیست در امید
.امید را لذتیست در اشتیاق
من اما همیشه باید تمامش کنم
کامل باشد
بی تردید باید
نه! جای شکی باقی نخواهم گذشت
هیچ گاه نارسیدن را بر نخواهم تافت
!حتی اگر منزلم سر منزل مقصودم نبود
!چرا؟
زیستن را تامل باید
درنگی
اندک صبری
هیچ چیز آنقدرها که من جدیم جدی نیست
زیستنم را تغییری باید
نگاهم را تلنگری
تفاوتی
!تاملی
!با لحظهها لاس باید زد، چرا من میبلعم شان
!با زندگی ناز باید کرد، چرا من خط کش بدست دمبالش میکنم
!با حادثه همراه باید شد، چرا من غرق در هدایتش جا میمانم
No comments:
Post a Comment